همشهری آنلاین- رابعه تیموری: یک تابلوی نقاشی خیلی بزرگ که از ٣١٣ قطعه تشکیل شده بود و با کنار هم قرار گرفتن این قطعات، تصویری به یاد شهدای این خانواده خلق شد. این ٣١٣ نفر به دعوت تعدادی از فعالان فرهنگی دور هم جمع شدند و اثری که به وجود آوردند، یکی از بزرگترین و خاص ترین آثار هنری تعاملی کشور است.
مشارکت بدون محدودیت
وقتی تعدادی از فعالان فرهنگی در فضای مجازی اعلام کردند که قرار است با مشارکت مردم هدیهای متفاوت برای «طاهره سربازمیزوجی» ؛مادر شهیدان رستمی و کیالها، تدارک ببیند، خیلی زود شمار داوطلبان به ٣١٣ نفر رسید. در میان داوطلبان از بانوی ٧٠ساله تا کودک ٣-٤ساله یافت میشد. یکی کاسب بود و دیگری دانشآموز، یکی خانهدار و دیگری نظامی؛ هر کس بانی یک یا چند قطعه از تابلو شد و از هزینه ساخت تا رنگ آمیزی آن را بر عهده گرفت. اگر هم کسی بضاعت مالی برای تقبل هزینه ساخت نداشت، همان مشارکت در رنگ آمیزی کافی بود. مریم عصاره نژاد که یکی از فعالان فرهنگی و بانیان این فراخوان مردمی است، میگوید: «عرض تابلو ٧ متر و ٣٠ سانتیمتر و طول آن ۵ متر و ٢٠ سانتیمتر بود که به ٣١٣ قطعه تقسیم شده بود. هر قطعه هم ٣٠ سانتیمتر طول و ٤٠ سانتیمتر عرض داشت. »

یک اثرعاشقانه
بسیاری از داوطلبان تابهحال قلم مو بهدست نگرفته بودند و هیچوقت نقاش نبودند، اما دوست داشتند در شادکردن دل این مادر شهید سهیم باشند. «از آن جا که قرار بود کار مردمی باشد و مهارت و توانایی شرکتکنندگان متنوع بود، ٢ هفته طول کشید تا طراحان توانستند برای تابلو طرحی را انتخاب کنند که با وجود محدودیت در رنگ و جزئیات، ویژگیهای هنری و مفهومی قابلتوجهی داشته باشد. تعدادی از نقاشان هم در روز رنگ آمیزی بهعنوان راهنما در کنار شرکتکنندگان بودند تا اصول کار را به آنها آموزش دهند.»
گستردگی کار باعث شد رنگ آمیزی قطعات ٣ روز به درازا بکشد: «با آن که هر یک از شرکتکنندگان ساکن نقاط مختلف تهران بودند و هرکدام مشغلههای متفاوتی داشتند، وقتی شروع رنگ آمیزی قطعات طراحی شده را اعلام کردیم، همه آنها ٣ روز در ساختمان حوزه هنری و یکی از سالن های ساختمان شهرداری منطقه ٤ دور هم جمع شدند و شروع به رنگ آمیزی پازلی کردند که قرار بود دل یک مادر شهید را کمی تسکین دهد.»
تکریم درخت با شرف
وقتی رنگ آمیزی قطعات بهپایان رسید، مانند تابلوهایی عمودی کنار هم قرار گرفتند تا طرح آن رخ نشان دهد: «فرشتههای آسمانی و ٧ شهید خانواده قدردان و سپاسگزار، دور درختی حلقهزدهاند که پیکر طفل ٢٢ روزه آنها را پس از انفجار در آغوش گرفته بود و مادر شهید در صحبت هایش از آن به عنوان درخت باشرافت یاد کرده بود....» این تابلو در میدان هفت حوض به مادر این خانواده شهید اهدا شد. در همان میدانی که مادر در روزهای جنگ به همراه عزیزان شهیدش در گوشه کنار آن پرچمگردانی کرده بود و هر گوشه اش خاطرات آخرین لحظات زندگی عزیزانش را زنده میکرد: «ما نصب تابلو را در حضور مادر شهید انجام دادیم و با آن که ساعتها نصب تابلو طول کشید و مادر شهید همان روز مسافر بودند، تا پایان کار کنار ما ماندند و بعد برای دیدار عزیزانشان به گلزار شهدای قزوین رفتند.»

برای شادی دل مادر
مادر قدر این همدلی مردم با دل داغدار خودش را خوب میدانست: «ما اصلا فکر نمیکردیم مردم در این طرح به این اندازه مشارکت کنند. تعدادی از آنها حتی ١٠ ساعت سرپا ایستادند تا رنگ آمیزی تابلو را انجام دهند. در جریان کار هیچکس در قید و بند آسودگی خودش نبود و بسیاری از شرکتکنندگان حتی روی زمین، روی جدول حاشیه خیابان و حتی کف خیابان مشرف به سالن اجرای طرح مینشستند و کارشان را انجام میدادند. تا لحظه آخر هم پای کار بودند و از رنگ آمیزی تا جابه جا کردن بومها و نصب تابلو مشارکت داشتند.»
نقش ما
در ایام انتخابات ریاستجمهوری عدهای از فعالان فرهنگی که در عرصههای هنری هم دستی بر آتش داشتند، تصمیم گرفتند با تشکیل کانالی مجازی مردم را به حضور در انتخابات و ایفای نقش شهروندی خود تشویق کنند. تاثیرگذاری این حرکت در ایام انتخابات باعث شد کانال مجازی «نقش ما» بعد از فرونشستن تبوتاب و هیجانات آن دوره هم پابرجا بماند و بانیان آن در برهههای زمانی مختلف به تناسب و فراخور شرایط مردم را به حضور در میدانهای سیاسی، اجتماعی دعوت کنند. عصاره نژاد درباره رویکرد و ادامه مسیر این کانال مجازی میگوید: «تجربه نشان داده هر وقت برای مردم نقش تعریف شود و از آنها بخواهیم در عرصهای حضور داشته باشند، حتما نقشآفرینی و مشارکتی فعال خواهند داشت. باتوجهبه این که یکی از مهمترین نیازهای کنونی جامعه روشنگری و شرح واقعیتها است، ما بنای کار کانال را بر مشارکت مردم در روشنگری جامعه قرار دادیم و سعی کردیم به روشهای مختلف فضای بحث و گفتگوهای عمومی در مورد مسائل چالشی روز را به وجود آوریم. »

به شرط شگفتانه بودن
شیوههای فراخوان و مشارکتافزایی عصاره نژاد و همراهانش در برهههای زمانی مختلف متفاوت بود و گاهی مخاطبان خود را به تحریم محصولات رژیم صهیونیستی دعوت میکردند و گاهی آنها را به تأمل و واکاوی اخبار پر شبهه و غبارآلود فرا میخواندند. با شروع جنگ تحمیلی سوم این حضور و مشارکتافزایی مجازی فعالان فرهنگی جای خود را به حضوری میدانی داد و خلق یکی از بزرگترین تابلوهای هنری تعاملی کشور یکی از آثار این حضور همگرایانه بود. حضوری که به قول عصاره نژاد قرار است تداوم پیدا کند: «ما حتما طرحهای دیگری هم خواهیم داشت که بر پایه حضور و همراهی مردم طراحی و اجرا میشود، اما تلاش میکنیم جنبه شگفتانه بودن کار حفظ شود و رویکرد و اهداف گروه در قالبهای خلاقانه و نو دیگری دنبال شود. »
بیشتر بخوانید:روایت کمتر شنیده شده از زندگی یک دانشآموز شهید | معلم شهید محمدحسن کیالها : هنوز موقع حضور و غیاب شماره ۱۷ را میخوانم
نظر شما